خلیج فارس

صندلی رو آروم کشیدم عقب تا جا باز بشه و بتونم روش بشینم، یه نیگاه به راستم انداختم موهای مشکی و بلند و چهره ای هندی پاکستانی داشت. سرم رو برگردوندم و به چپم نیگاه انداختم. موهای کوتاه و سیخ با چشایی بادمی و ریز. بهم لبخند زد منم یه لبخند بهش زدم.

- منتظر کلاسی که شروع شه؟

-آره

-من ایکس هستم

-منم علی هستم، حالت چطوره؟

-خوبم، کجایی هستی؟ (نمی دونم که چرا این سوال می پرسید! خیلی کم پیش میاد که بپرسن در چند جمله اول که کجایی هستی! شاید یه چیزی رو می خواست به من ثابت کنه که خودم روزها بهش فکر کرده بودم!) 

- ایرانی هستم

-تهران؟

- نه من از جنوب شرق ایران هستم، زاهدان. شما ماله کجایی؟

-چین، گوانجون

-جنوب چین؟

-آره، مگه میدونی کجاست؟ (با حس کنجکاوی و لبخند رضایت از اینکه می دونم شهرش کجاست!) 

-آره! چی میخونی؟

-مهندسی نفت، تو چی؟

-مکانیک

-به مهندسا چقدر پول میدن تو ایران؟ 

-بسته به شرکتش داره، بین 1000 تا 3000 تا. شرکت های خارجیکه تو خلیج فارس کار میکنن پول خوب میدن! 

-مگه ایران کنار خلیج فارسه؟!!!!! 

/ 4 نظر / 18 بازدید
آهوی محتضر

می گفتی نه!!! کنار قبر باباته!!!! استغفرالله!!!!

مهندس جوادی

چاکر اوستا مریدی! خیلی مخلصیم. کدوم خلیج فارس رو میگفت؟!!

مریم

حالا مگه ایران کنار خلیج فارسه؟

رها

سلام من همشهری شما هستم از شهر پاک وخوب زاهدان