24 ساعت تا مرگ

ممنون ازباران که من رو به بازی دعوت کرد(‌خیلی هم بازی نیست!! مسأله ی مرگ و زندگیه): اگه ٢۴ ساعت از عمرت باقی مونده باشه ،‌تو این ٢۴ ساعت چه کار می کنی!؟

 

اول از همه دوستامو جمع می کنم و بهشون میگم که دیگه من رفتنیم. (در اینجا احتمالا صدای گریه بلند میشه!‌)‌ بعد چند تا ترکه چوب از زیر بالشتم در میارم و به هرکدوم میدم که بشکونن. اما از اونجایی که همه روغن نباتی خوردن همون یه ترکه رو هم نمیتونن بشکونن. به خاطر همین کلا این داستانو بیخیال!‌

نه جدی اگه بخام بمیرم. اولین کاری که می کنم اینه که میرم وضو میگرم و ٢۴ ساعت بیوقفه نماز میخونم تا مستقیما برم بهشت!‌ نه مثل اینکه اینم خیلی باحال نیست!‌ فکر کنم حق الناس بالاتره از حق الله. پس زنگ می زنم از همه دوستام حلالیت می خوام!‌

نه اصلا میرم میشینم با بابا،‌ مامان و آبجی کوچیکم ٢۴ ساعت گریه می کنیم!!‌ (آخخخخخ چه لوووس !‌)

اصلا چطوره یه دفعه علمی بشم؟‌ میرم تو آزمایشگاه و سعی میکنم یه چیزی بسازم که به درده آیندگان بخوره!‌ (آخه احمق چیجوری تو ٢۴ ساعت می خوای ایکارو بکنی! با خودم بودم!)

نه از شوخی گذشته واقعا فکر کنم باید از خدا وقته اضافه درخواست کنم! حالا نمیشه ٢۴ ساعت رو می کردی ٢۴ سال!‌‌؟‌ واسه تو که کاری نداره!‌

دارم می رم خونه وصیت نامه بنویسم!‌ (علیرضا به فکر فرو می رود!)

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
بارون

نحوه ی بیانت خوب بود![نیشخند] نبینم به من بگی آبجی[نیشخند]

آهوی محتضر

بابا دست آخر معلوم شد می خوای چیکار کنی؟[نیشخند]

کله کدو

24 ساعت بیوقفه نماز ! خوشم میاد هرجا باشیم ایرانی هستیم![نیشخند]

ایده

چه جالب... انصافن خوشم اومد... ادم اینقدر فکر اون دنیاش باشه. من که فکر میکردم اول از همه میرم کل رستورانای تهران بهترین غذاها رو که تا حالا نخوردم میخورم! عجب دیدگاهی!!!