شعر باحال

 یه شعر باحال یکی از دوستان ایمیل زد گفتم بد نیست که بزارمش اینجا ....

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

 

آنکس که بداند و نداند که بداند

بیدارش نمایید که بس خفته نماند

  

آنکس نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

 

 آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 

درکشورما وضع چنین است بدانید

 

آنکس که بداند و بداند که بداند

باید برود غازبه کنجی بچراند

  

آنکس که بداند و نداند که بداند

بهتر برود خویش به گوری بتپاند

 

آنکس که نداند و بداند که نداند

با پارتی و پول خر خویش براند

 

آنکس که نداند و نداند که نداند

برپست ریاست ابدالدهر بماند

 

/ 3 نظر / 12 بازدید
ندا

سلام. بامزه بود شعره... مطلب قبلیتم با اینکه خیلی خیلی خیلی ساده نوشته بودی یه کوچولو منو به فکر واداشت همین... موفق باشی

کله کدو

کجایی پس؟ مگه نیومدی ایران؟[سوال]